تبليغاتX
ماه نقره ای
تجربه هایی کوچک در هایکو نویسی

 

يک صبح خستگی

عطر دوم و مه

چای می نوشی؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 0:3  توسط الهام کیانپور  | 

 

 

 

 

در هجوم برف و باد

چوپان میخواند:

چقدر دير است!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 21:7  توسط الهام کیانپور  | 

 

رد پاهای برفی

در سکوت پارک

پاپوشی ندارم ...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 0:56  توسط الهام کیانپور  | 

 

در بازی شیرین یلدابازی:

 

 

 اول: به طرز عجیبی عاشق روزهای یکشنبه ام اگر یکشنبه از نوع اردیبهشتی باشه که

 

  دیگه بهتر ، همیشه تو این روز منتظر حوادث هیجان انگیزم که بیشتر اوقات هم اتفاق می افته .

  

دوم : از داشتن دوستان زیاد لذت می برم .قدمت یکی از دوستی هام به 22 سال می رسد پی

 

نتیجه می گیریم این دوست نازنین را در 4 سالگی کشف کردم .

 

سوم : در بچگی همیشه فکر می کردم که احتمالا باید در بزرگسالی یک شق القمری در جهان

 

 به انجام برسانم ( که البته ممکن است هم روزی انجام دهم ...)

 

چهارم : از کتاب و شعر و ادبیات بسیار لذت می برم  تا می توانم می خوانم و می نویسم و

 

همیشه فکر می کنم خلوت و تنهایی گاهی برای کشف خود لازم است .

 

پنجم : و خیلی چیزهای دیگه ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 23:23  توسط الهام کیانپور  | 

 

سياهی و سکون
در ورای رنگها
اين اتاق من است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 23:20  توسط الهام کیانپور  | 

 

کبوتران گنگ

در فراز دشت

پرواز يا سکون

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 23:19  توسط الهام کیانپور  | 

نگاه می کنم

ريل بی انتها

عبور من يا قطار

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 23:18  توسط الهام کیانپور  | 

حوالی نيمروز

کمی چای و خستگی

 فلوت خاموش

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 12:14  توسط الهام کیانپور  | 

دامن کوير

 

سايه های بی دريغ

 

خورشيد غمگين است

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 0:40  توسط الهام کیانپور  | 

بلند می خندد

در چشمهای باغ

تنها او

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 0:54  توسط الهام کیانپور  |